Tuesday، October 31، 2006
دیروز هشت آبان بود.
برای ثبت در تاریخ.
دوستک
برای ثبت در تاریخ.
دوستک
Saturday، October 28، 2006
سلام
و سلام کپی رایت هیچ کس نیست.
از وقتی این Webstats رو راه انداختم به آمارهای جدیدی رسیدم. ما کی رو داریم که از جمهوری چک این وبلاگ رو بخونه؟ البته اینکه کمتر از نیمی از بازدیدها از ایرانه زیاد تعجب نداره ولی حداقل عزیز باید خجالت بکشه که وقتی وبلاگ خودش هم تعطیله حداقل گاهی وقتها اینجا بنویسه یا حداقل باز دیدش دیگه از جمهوری چک کمتر نباشه. کمتر از نصف.
راستی کازابلانکا کجای چکه؟
دوستک
و سلام کپی رایت هیچ کس نیست.
از وقتی این Webstats رو راه انداختم به آمارهای جدیدی رسیدم. ما کی رو داریم که از جمهوری چک این وبلاگ رو بخونه؟ البته اینکه کمتر از نیمی از بازدیدها از ایرانه زیاد تعجب نداره ولی حداقل عزیز باید خجالت بکشه که وقتی وبلاگ خودش هم تعطیله حداقل گاهی وقتها اینجا بنویسه یا حداقل باز دیدش دیگه از جمهوری چک کمتر نباشه. کمتر از نصف.
راستی کازابلانکا کجای چکه؟
دوستک
Saturday، October 21، 2006
دوستان و سروران
چه آنها که تلفنی به آنها اطلاع دادم و چه آنها که از قلم افتاده اند. دوشنبه خونه احمدعلی به صرف افطار دعوتید. آدرس: امیرآباد بالاتر از فاطمی، پلاک نمی دونم چند، طبقه 8 واحد 15 (شایدم 16 اون واحدی که وقتی از آسانسور در میاید، دست راسته)
دوستک
چه آنها که تلفنی به آنها اطلاع دادم و چه آنها که از قلم افتاده اند. دوشنبه خونه احمدعلی به صرف افطار دعوتید. آدرس: امیرآباد بالاتر از فاطمی، پلاک نمی دونم چند، طبقه 8 واحد 15 (شایدم 16 اون واحدی که وقتی از آسانسور در میاید، دست راسته)
دوستک
Wednesday، October 18، 2006
احمد علی:
ضمن تشکر بسیار زیاد از استاد عزیز آشفته.....
دوستان مشهدی فراوانی که به جای ترتیب بدنی (!) منطق پاس کردن همشون می تونن از این جمله نتیجه بگیرن که استاد آشفته زنده است... این خیلی خوبه :)
مجتبی
ضمن تشکر بسیار زیاد از استاد عزیز آشفته.....
دوستان مشهدی فراوانی که به جای ترتیب بدنی (!) منطق پاس کردن همشون می تونن از این جمله نتیجه بگیرن که استاد آشفته زنده است... این خیلی خوبه :)
مجتبی
Monday، October 16، 2006
خب من امروز دوباره دانشجو شدم. ولی معلوم نیست تا کی دانشجو می مونم!
چند روز پیش تو اتوبوس یه اتفاقی افتاد که شاید برای بعضیا جالب باشه. یه مرد میانسالی وارد اتوبوس شد بعد یه جوونی پاشد و جاش رو به اون داد. چند لحظه بعد یه مرد مسنی وارد شد. مرد میانسال یه کم صبر کرد دید کسی جاشو به اون نمی ده خودش پاشد جاشو به اون بده. همزمان دو نفر جوون دیگه هم پاشدن.
این صحنه برای بعضیا ممکنه جالب باشه ولی برای من به شخصه ... منو یاد یه صحنه از کتاب "سقوط" مال "آلبر کامو" میندازه. توش یه مرد کور می خواست از خیابون رد بشه ولی کسی ردش نمی کرد. بعد اول شخص داستان که تنها شخص داستان هم هست دست اونو می گیره و ردش می کنه. وقتی مرد ازش تشکر می کنه، اون کلاه خودشو برای ظاهراً احترام از سرش بر می داره!
اینه اون خویی که تو وجود ماهاست و ما رو پر کرده. نمایش برای دیگران. به من نگاه کنید! یک مرد کور رو از خیابون رد کردم و حالا حتی برای احتررام کلاهم رو هم برمی دارم. این منم مرد نیک روزگار کثیف و لجنمون.
دوستک
چند روز پیش تو اتوبوس یه اتفاقی افتاد که شاید برای بعضیا جالب باشه. یه مرد میانسالی وارد اتوبوس شد بعد یه جوونی پاشد و جاش رو به اون داد. چند لحظه بعد یه مرد مسنی وارد شد. مرد میانسال یه کم صبر کرد دید کسی جاشو به اون نمی ده خودش پاشد جاشو به اون بده. همزمان دو نفر جوون دیگه هم پاشدن.
این صحنه برای بعضیا ممکنه جالب باشه ولی برای من به شخصه ... منو یاد یه صحنه از کتاب "سقوط" مال "آلبر کامو" میندازه. توش یه مرد کور می خواست از خیابون رد بشه ولی کسی ردش نمی کرد. بعد اول شخص داستان که تنها شخص داستان هم هست دست اونو می گیره و ردش می کنه. وقتی مرد ازش تشکر می کنه، اون کلاه خودشو برای ظاهراً احترام از سرش بر می داره!
اینه اون خویی که تو وجود ماهاست و ما رو پر کرده. نمایش برای دیگران. به من نگاه کنید! یک مرد کور رو از خیابون رد کردم و حالا حتی برای احتررام کلاهم رو هم برمی دارم. این منم مرد نیک روزگار کثیف و لجنمون.
دوستک
Wednesday، October 11، 2006
سلام
چند روز پیش از رادیو یک جمله خیلی قشنگ شنیدم:
زندگی مثل شطرنج می مونه؛
اگه بازی نکنی، می گن بلد نیست
اگه بد بازی کنی، می بازی
و اگه خوب بازی کنی، همه دلشون می خواد شکستت بدن...
*****
به امید دیدار
حسین
چند روز پیش از رادیو یک جمله خیلی قشنگ شنیدم:
زندگی مثل شطرنج می مونه؛
اگه بازی نکنی، می گن بلد نیست
اگه بد بازی کنی، می بازی
و اگه خوب بازی کنی، همه دلشون می خواد شکستت بدن...
*****
به امید دیدار
حسین
Sunday، October 08، 2006
اِاِاِ...مرتیکه ابله چلغوز تو روز روشن وسط اون همه آدم به دخترای روس میگه شیر برنج! آخه تو آدمی؟ تو انسانیت سرت میشه؟ بی شعور عوضیِ چرمنگ...
احمدعلی غیرتمند
احمدعلی غیرتمند
عکسها:
غبار گذشته بر پنجره فردا
بایگانی کل
- April 2004
- May 2004
- June 2004
- July 2004
- August 2004
- September 2004
- October 2004
- November 2004
- December 2004
- January 2005
- February 2005
- March 2005
- April 2005
- May 2005
- June 2005
- July 2005
- August 2005
- September 2005
- October 2005
- November 2005
- December 2005
- January 2006
- February 2006
- March 2006
- April 2006
- May 2006
- June 2006
- July 2006
- August 2006
- September 2006
- October 2006
- November 2006
- December 2006
- January 2007
- February 2007
- March 2007
- April 2007
- May 2007
- June 2007
- July 2007
- August 2007
- October 2007
- January 2008
- February 2008
- May 2008
- December 2008
- Current Posts
اینجا اسمش لینکدونی ه
2004-2006 Maahtaab ©
Template borrowed from Geir Landr? with minor changes