Friday، April 30، 2004
رفیق خیلی خیلی قدیمی
من سگ کی باشم که کسی رو قابل بدونم یا نه.قدمت رو چشم.
من username و pass اینجا رو برای خیلی ها میل زدم، و برای خیلی ها هم می خواستم بزنم ولی آدرسشون رو نداشتم.
مثلاً حسام، علیرضا، علیش، فرهوده، الهه و ...
هرکدوم از دوستان که خواستن چیز بنویسن، خوش اومدن.می تونن username رو از بروبچ بگیرن.
احمدعلی
من سگ کی باشم که کسی رو قابل بدونم یا نه.قدمت رو چشم.
من username و pass اینجا رو برای خیلی ها میل زدم، و برای خیلی ها هم می خواستم بزنم ولی آدرسشون رو نداشتم.
مثلاً حسام، علیرضا، علیش، فرهوده، الهه و ...
هرکدوم از دوستان که خواستن چیز بنویسن، خوش اومدن.می تونن username رو از بروبچ بگیرن.
احمدعلی
اون قدیما یه دیوار داشتم که همیشه سرم رو بهش تکیه می دادم و آروم گریه می کردم. یک روز وسط گریه خوابم برد، وقتی بیدار شدم دیدم که ... تنها افتاده ام روی زمین ... دیوارم رفته بود ... آهای! کسی دیوار منو ندیده؟
آقا یکی به من بگه ببینم این سیستم نظر سنجی وبلاگ کار می کنه یا نه؟
من از خونه نمی تونم کامنت بذارم.کسی میتونه؟
راستی عزیز خان، تمپلت این وبلاگ دست تو رو می بوسه.
ضمناً برای دوستان غیر این کاره میگم، برای اینکه ببینید چند نفر از وبلاگ بازدید کردن روی اون مربع کوچولوی پایین-دست چپ صفحه کلیک کنید.
من از خونه نمی تونم کامنت بذارم.کسی میتونه؟
راستی عزیز خان، تمپلت این وبلاگ دست تو رو می بوسه.
ضمناً برای دوستان غیر این کاره میگم، برای اینکه ببینید چند نفر از وبلاگ بازدید کردن روی اون مربع کوچولوی پایین-دست چپ صفحه کلیک کنید.
"Begin from the beginning, and go on until you reach the end; then stop."
Alice's Adventures in Wonderland
Alice's Adventures in Wonderland
از خانه که آمدی
یک دستمال سفید،
پاکتی سیگار،
گزینه شعر فروغ،
و تحملی طولانی بیاور
...
احتمال گریستن ما بسیار است.
این را هم خودت نوشته بودی احمد آقا. و ما را هم بسی خوش آمد، به زمانش.
علی
یک دستمال سفید،
پاکتی سیگار،
گزینه شعر فروغ،
و تحملی طولانی بیاور
...
احتمال گریستن ما بسیار است.
این را هم خودت نوشته بودی احمد آقا. و ما را هم بسی خوش آمد، به زمانش.
علی
آزمايش مي كنيم يك دو سه! صدا مياد؟
حرف را باید زد، درد را بايد گفت
سخن از مهر من و جور تو نیست لامصب!
خودت اینو نوشته بودی احمدآقا و ما را بسیار خوش آمد.
عزیز
سخن از مهر من و جور تو نیست لامصب!
خودت اینو نوشته بودی احمدآقا و ما را بسیار خوش آمد.
عزیز
Thursday، April 29، 2004
من این وبلاگ رو راه انداختم، برای اینکه فکر می کنم ماها خیلی از هم دور شدیم.
اصل ایده اش از اون yahoo group کذایی اومد تو ذهنم.
من واقعاً امیدوارم که شماها به این خونه رونق بدید.بدون تعارف.حتی ناشناس
اصل ایده اش از اون yahoo group کذایی اومد تو ذهنم.
من واقعاً امیدوارم که شماها به این خونه رونق بدید.بدون تعارف.حتی ناشناس
سلام
خوش اومدین.
لطفاً قبل از اینکه چیزی توی این وبلاگ بنویسین، اساسنامه و توضیحات زیر رو بخونین:
اساسنامه ماهتاب
1-اینجا هر کسی، هر چیزی دلش می خواد می نویسه.با هر زبونی، رسمی، جک، شعر...
2-نوشتن مطالب غیر اخلاقی خلافه.چه از طرف پسرها و چه دخترها.
3-لطفاً وجداناً قول بدید که کسی نه نوشته های بقیه رو پاک کنه، نه نوشته های قبلی خودشو.
4-چون همه از یک username و pass استفاده می کنیم، هر کسی می تونه ناشناس بمونه.اصلاً برای همین موضوع این کار رو کردم.هر کسی هم خواست که شناخته بشه، میتونه اسمشو آخر متن بنویسه.
5-هر نوع کل کل مجاز، بلکه مستحبه.حتی دادن بدو بیراه اخلاقی(!) هم اشکالی نداره.
6-هر کسی حق داره دروغ بگه، دورویی کنه، باطن خودشو نشون نده و ... ولی تجربه یک سال و نیم من تو وبلاگ نویسی به من میگه که راست گفتن توی یه ویلاگ واقعاً برای آرامش اعصاب خوبه.نمونه اش هم همین اعصاب راحت من!
7-اوصیکم بتقوی الله، و نظم امرکم.
8-اینجا قرار نیست فقط برای خنده و شوخی باشه.حرف بزنیدوبریزید بیرون اون افکار مزاحم رو.
9-چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدی است    آن به که کار خود به عنایت رها کنم
امیدوارم بیاید.همتون.
احمدعلی
خوش اومدین.
لطفاً قبل از اینکه چیزی توی این وبلاگ بنویسین، اساسنامه و توضیحات زیر رو بخونین:
اساسنامه ماهتاب
1-اینجا هر کسی، هر چیزی دلش می خواد می نویسه.با هر زبونی، رسمی، جک، شعر...
2-نوشتن مطالب غیر اخلاقی خلافه.چه از طرف پسرها و چه دخترها.
3-لطفاً وجداناً قول بدید که کسی نه نوشته های بقیه رو پاک کنه، نه نوشته های قبلی خودشو.
4-چون همه از یک username و pass استفاده می کنیم، هر کسی می تونه ناشناس بمونه.اصلاً برای همین موضوع این کار رو کردم.هر کسی هم خواست که شناخته بشه، میتونه اسمشو آخر متن بنویسه.
5-هر نوع کل کل مجاز، بلکه مستحبه.حتی دادن بدو بیراه اخلاقی(!) هم اشکالی نداره.
6-هر کسی حق داره دروغ بگه، دورویی کنه، باطن خودشو نشون نده و ... ولی تجربه یک سال و نیم من تو وبلاگ نویسی به من میگه که راست گفتن توی یه ویلاگ واقعاً برای آرامش اعصاب خوبه.نمونه اش هم همین اعصاب راحت من!
7-اوصیکم بتقوی الله، و نظم امرکم.
8-اینجا قرار نیست فقط برای خنده و شوخی باشه.حرف بزنیدوبریزید بیرون اون افکار مزاحم رو.
9-چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدی است    آن به که کار خود به عنایت رها کنم
امیدوارم بیاید.همتون.
احمدعلی
عکسها:
غبار گذشته بر پنجره فردا
بایگانی کل
- April 2004
- May 2004
- June 2004
- July 2004
- August 2004
- September 2004
- October 2004
- November 2004
- December 2004
- January 2005
- February 2005
- March 2005
- April 2005
- May 2005
- June 2005
- July 2005
- August 2005
- September 2005
- October 2005
- November 2005
- December 2005
- January 2006
- February 2006
- March 2006
- April 2006
- May 2006
- June 2006
- July 2006
- August 2006
- September 2006
- October 2006
- November 2006
- December 2006
- January 2007
- February 2007
- March 2007
- April 2007
- May 2007
- June 2007
- July 2007
- August 2007
- October 2007
- January 2008
- February 2008
- May 2008
- December 2008
- Current Posts
اینجا اسمش لینکدونی ه
2004-2006 Maahtaab ©
Template borrowed from Geir Landr? with minor changes