سهشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۴
سلام
به احمدعلی:
قاعدتا اینو باید تو وبلاگت کامنت می ذاشتم ولی به همون دلایل دانشگاه و اسپم و غیره اینجا می نویسم.
وبلاگ هزار و یک روزنه نوشته یک زن خودشیفته است که پیش دکتر و روانپزشک هم گویا اخیرا رفته و قرص خوردن رو به روان درمانی ترجیح میده. یه چیزایی هم در مورد ریشه کلمه نارسیس نوشته که از نرگسه و...
فکر کنم به هم بیاین.
آدرسش اینه: http://sharabenoor.blogspot.com
دوستک
به احمدعلی:
قاعدتا اینو باید تو وبلاگت کامنت می ذاشتم ولی به همون دلایل دانشگاه و اسپم و غیره اینجا می نویسم.
وبلاگ هزار و یک روزنه نوشته یک زن خودشیفته است که پیش دکتر و روانپزشک هم گویا اخیرا رفته و قرص خوردن رو به روان درمانی ترجیح میده. یه چیزایی هم در مورد ریشه کلمه نارسیس نوشته که از نرگسه و...
فکر کنم به هم بیاین.
آدرسش اینه: http://sharabenoor.blogspot.com
دوستک
سلام
عافیت باشه. چی شده بود؟
تو هم گیری دادی ها! من یادم نمیاد کسی تا حالا حرف منو اینقدر جدی گرفته باشه. ولی به هرصورت اینا رو تو جوابت می گم:
1- یکی از چیزهایی که طرفداران کاپیتالیسم در دفاع از خودشون میگن اینه که کاپیتالیسم یه نظام یا یه مکتب یا چیز دیگه نیست بلکه خود فطرت انسانِ. و طبیعتا من هم می خواستم بگم نه اینطور نیست.
2- تو تو هر مکتبی رو بگردی مطالبی رو در تایید یه مکتب دیگه پیدا می کنی. مگه کم بودند کسایی که اول انقلاب از قرآن تعابیر کمونیستی می کردن؟ یه کتابی دارم می خونم به اسم برادرکشی تو اون یه کشیشی به این نتیجه می رسه که لنین منجی مسیحه! از اون گذشته کار برای استقلال مادی و امرار معاش رو من رد نمی کنم. من خوش خدمتی به کاپیتالیسم رو رد کردم.
3- "من الان یادم رفت بحثمون غیر از اینکه من می گم «نظام کشورهای غربی» خوبه و تو می گی نه، هدفش چیه. بهم یادآوری کن لطفا." تو از کجا اثتنبات کردی که بحثمون اینه؟
من تعمدا سعی کردم از واژه غرب تو نوشته هام استفاده نکنم و به جاش از مدرنیته یا کاپیتالیسم استفاده کردم.
از اون گذشته من حتی نگفتم کاپیتالیسم یا مدرنیته یا هرچی که اسمشو می ذاری مطلقا بده بلکه بهترین نظامیه که تا به حال ارائه شده ولی می گم ذاتا دارای نقایصیه که مهمترینش عدم اجازه به مطرح شدن نظام های دیگه است.
4- من نمی دونم تعالی بشر چیه ولی حداقل می دونم اگه یه چیزی باشه که بشر یه روزی بهش برسه مطمئنا ادامه زندگی بشر از اون به بعد زیر سواله.
5- در مورد بنیان خانواده هم که بعضیها میگن استحکامش چیز بدیه!
دوستک
عافیت باشه. چی شده بود؟
تو هم گیری دادی ها! من یادم نمیاد کسی تا حالا حرف منو اینقدر جدی گرفته باشه. ولی به هرصورت اینا رو تو جوابت می گم:
1- یکی از چیزهایی که طرفداران کاپیتالیسم در دفاع از خودشون میگن اینه که کاپیتالیسم یه نظام یا یه مکتب یا چیز دیگه نیست بلکه خود فطرت انسانِ. و طبیعتا من هم می خواستم بگم نه اینطور نیست.
2- تو تو هر مکتبی رو بگردی مطالبی رو در تایید یه مکتب دیگه پیدا می کنی. مگه کم بودند کسایی که اول انقلاب از قرآن تعابیر کمونیستی می کردن؟ یه کتابی دارم می خونم به اسم برادرکشی تو اون یه کشیشی به این نتیجه می رسه که لنین منجی مسیحه! از اون گذشته کار برای استقلال مادی و امرار معاش رو من رد نمی کنم. من خوش خدمتی به کاپیتالیسم رو رد کردم.
3- "من الان یادم رفت بحثمون غیر از اینکه من می گم «نظام کشورهای غربی» خوبه و تو می گی نه، هدفش چیه. بهم یادآوری کن لطفا." تو از کجا اثتنبات کردی که بحثمون اینه؟
من تعمدا سعی کردم از واژه غرب تو نوشته هام استفاده نکنم و به جاش از مدرنیته یا کاپیتالیسم استفاده کردم.
از اون گذشته من حتی نگفتم کاپیتالیسم یا مدرنیته یا هرچی که اسمشو می ذاری مطلقا بده بلکه بهترین نظامیه که تا به حال ارائه شده ولی می گم ذاتا دارای نقایصیه که مهمترینش عدم اجازه به مطرح شدن نظام های دیگه است.
4- من نمی دونم تعالی بشر چیه ولی حداقل می دونم اگه یه چیزی باشه که بشر یه روزی بهش برسه مطمئنا ادامه زندگی بشر از اون به بعد زیر سواله.
5- در مورد بنیان خانواده هم که بعضیها میگن استحکامش چیز بدیه!
دوستک
دوشنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۸۴
ببخشید که دیر جواب می دم ولی بالاخره این مریضی لعنتی تموم (تقریبا) شد.
من هنوز تو معنای «هركس بيشتر براي حمال نشدن تلاش كرده باشد در اين نظام ساخته و پرداخته شده جاي بهتري را اشغال خواهد كرد. آيا كسي كه در اين نظام رشد يافته باشه جز براي اين نظام ميتونه خدمت كنه؟» موندم. این «این نظام»ی که داری می گی اصلا هیچ ربطی به کاپیتالیسم نداره. اون شاهد رو از نهجالبلاغه برای همین آوردم دیگه. بعدشم فعلا الان تو ایران رو که هنوز از زمان انقلاب شعارهای «مرگ بر سرمایهدار» روی دیواراش مونده رو کشور مهد کاپیتالیسم (که اعتراف میکنم نمیدونم «دقیقا» چیه و فقط دارم به ایرادایی که تو گرفتی و من فکر می کنم به جای اینکه ایراد باشن نقطه قوت این یارو هستن جواب می دم) میدونی؟ راستش من به نظرم این قضیه اصلا صدور فرهنگ نمی خواد، بدیهیه: همون قدر که کار میکنی ارزش داری نقطه. این اتفاقا با دین (مثلا اسلام) و فطرت و اخلاق و همه چی جوره. و یه چیز دیگه، حالا من نمی خوام بگم «فرق میکنه چون این خوبه و اون بد» ولی اگه یه وقت می خواستم اینم بگم دقیقا تکیه می کردم به «نسبی» بودن اخلاق!!!! معنی نسبی بودن اخلاق همینه دیگه داداشم!
نفهمیدم منظورت از «خب بیشترین آزادی هم در نظام آخوندی سال 58 بوده چون 98 درصد مردم موافق رژیم بودند.» چی بود ولی به هر صورت نظام اسلامی مون همین دیروز خیلی قشنگ ترتیب شرکت واحدی ها رو داد. این موضوع که همه نظام ها برای بقاشون اهمیت قائلن خوب طبیعیه. یکی ابلهانه این کار رو می کنه، یکی دیگه بعد تجربه هایی که داشته حالا رفتارش معقول تر شده.
من الان یادم رفت بحثمون غیر از اینکه من می گم «نظام کشورهای غربی» خوبه و تو می گی نه، هدفش چیه. بهم یادآوری کن لطفا.
در مورد «تعالی مورد نیاز بشر،» خوب واقعا به نظر تو چیه؟ من که بارها به جزو عوام بودن اعتراف کردم حقش نبود اینطوری بگی که «حرفی نداریم که بزنیم.»
به خاطر اینکه سر بنیان خانواده هم منو سر کار گذاشتی ازت ممنونم!
منتظرم،
علی
من هنوز تو معنای «هركس بيشتر براي حمال نشدن تلاش كرده باشد در اين نظام ساخته و پرداخته شده جاي بهتري را اشغال خواهد كرد. آيا كسي كه در اين نظام رشد يافته باشه جز براي اين نظام ميتونه خدمت كنه؟» موندم. این «این نظام»ی که داری می گی اصلا هیچ ربطی به کاپیتالیسم نداره. اون شاهد رو از نهجالبلاغه برای همین آوردم دیگه. بعدشم فعلا الان تو ایران رو که هنوز از زمان انقلاب شعارهای «مرگ بر سرمایهدار» روی دیواراش مونده رو کشور مهد کاپیتالیسم (که اعتراف میکنم نمیدونم «دقیقا» چیه و فقط دارم به ایرادایی که تو گرفتی و من فکر می کنم به جای اینکه ایراد باشن نقطه قوت این یارو هستن جواب می دم) میدونی؟ راستش من به نظرم این قضیه اصلا صدور فرهنگ نمی خواد، بدیهیه: همون قدر که کار میکنی ارزش داری نقطه. این اتفاقا با دین (مثلا اسلام) و فطرت و اخلاق و همه چی جوره. و یه چیز دیگه، حالا من نمی خوام بگم «فرق میکنه چون این خوبه و اون بد» ولی اگه یه وقت می خواستم اینم بگم دقیقا تکیه می کردم به «نسبی» بودن اخلاق!!!! معنی نسبی بودن اخلاق همینه دیگه داداشم!
نفهمیدم منظورت از «خب بیشترین آزادی هم در نظام آخوندی سال 58 بوده چون 98 درصد مردم موافق رژیم بودند.» چی بود ولی به هر صورت نظام اسلامی مون همین دیروز خیلی قشنگ ترتیب شرکت واحدی ها رو داد. این موضوع که همه نظام ها برای بقاشون اهمیت قائلن خوب طبیعیه. یکی ابلهانه این کار رو می کنه، یکی دیگه بعد تجربه هایی که داشته حالا رفتارش معقول تر شده.
من الان یادم رفت بحثمون غیر از اینکه من می گم «نظام کشورهای غربی» خوبه و تو می گی نه، هدفش چیه. بهم یادآوری کن لطفا.
در مورد «تعالی مورد نیاز بشر،» خوب واقعا به نظر تو چیه؟ من که بارها به جزو عوام بودن اعتراف کردم حقش نبود اینطوری بگی که «حرفی نداریم که بزنیم.»
به خاطر اینکه سر بنیان خانواده هم منو سر کار گذاشتی ازت ممنونم!
منتظرم،
علی
یکشنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۴
خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خشم
دوستک
دوستک
شنبه، بهمن ۰۸، ۱۳۸۴
We are the middle children of history, with no purpose or place. We have no great war, no great depression. The great war is spiritual war. The great depression is our lives. We've been raised by television to believe that we'd be millionairs and movie gods and rock stars...but we won't, and we are learning the fact...AND WE ARE VERY VERY PISSED OFF.
این جمله ها بخشی از قشنگترین جمله های قشنگترین فیلم تاریخن.Fight Club.
شاید دوستان آنتی کاپیتالیسم بی خرد من خوششون بیاد!
احمدعلی
پ.ن: مجتبی،تو هنوز این فیلمو ندیدی؟ چی از زندگیت فهمیدی پس؟!
سهشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۸۴
سلام
از همه دوستانی که بنده نوازی می کنند و به قول خانم گرگه منو ناز می کنند متشکرم. ایشالا در نهمین یک پنجم زندگیم از خجالتشون درمیام.
دوستک
از همه دوستانی که بنده نوازی می کنند و به قول خانم گرگه منو ناز می کنند متشکرم. ایشالا در نهمین یک پنجم زندگیم از خجالتشون درمیام.
دوستک
نمیدونم چرا از این آهنگ خوشم اومده! هویجوری!
به هر حال اینم به مناسبت شب تولد دوستک گوش بدید.
برای آخرین بار
به هر حال اینم به مناسبت شب تولد دوستک گوش بدید.
برای آخرین بار
دوشنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۸۴
امروز تولد دوستک است!
میبینی زندگی چقدر سریع می گذرد، به همین زودی یک پنجمش تمام شد!
تولدش مبارک...
پ.ن. تو گ... میخوری اینجا فقط متعلق به تو باشه! پس ما اینجا ... تشریف داریم!
میبینی زندگی چقدر سریع می گذرد، به همین زودی یک پنجمش تمام شد!
تولدش مبارک...
پ.ن. تو گ... میخوری اینجا فقط متعلق به تو باشه! پس ما اینجا ... تشریف داریم!
یکشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۸۴
اول سلام
دوم خودت خنده داری جمیعا
سوم ببخشید که دیر جواب می دم. ولی بالاخره این امتحانای لعنتی تموم شد.
چهارم ممنونم که دری وری های منو اینقدر مهم دونستی!!
اما اشکالات چندی که وارد کرده بودی:
«هركس بيشتر براي حمال نشدن تلاش كرده باشد در اين نظام ساخته و پرداخته شده جاي بهتري را اشغال خواهد كرد. آيا كسي كه در اين نظام رشد يافته باشه جز براي اين نظام ميتونه خدمت كنه؟» خب به نظر تو کسی که تو این نظام تربیت شده مثلا تو می تونی در کشوری که هنوز به اون معنا وارد دنیای مدرن نشده کار کنی؟ مگر اینکه در جهت صدور این فرهنگ به آن کشور اقدام کنی. کاری آخوندا دارن شبیهش رو انجام می دن. نگو فرق می کنه چون این خوبه و اون بد. مگه اخلاق نسبی نبود؟
در مورد آزادی که گفتی. من اصلا نگفتم که تو حق این کارها رو نداری یا اینکه حکومت آخوندی کار خوبی می کنه. من می گم اگه یه ایده برای اداره دنیا مطرح شد و این ایده تا حدی جدی شد. تا حدی که ممکنه کاپیتال رو مورد تحدید قرار بده, آیا باز هم این دنیای آزاد اجازه سخن گفتن رو به این ایده می ده؟ آیا یادمون رفته این دنیای مدرن وقتی اتخادیه های کارگری نزدیک به سوسیالیسم رو در داخل مرزهای خودش دید چه کرد؟ بزرگترین کمدین تاریخ بدلیل حمایتش از قشر محروم, قشری که تمایلات ضدسرمایه داری داشتند از مهد آزادی تبعید می شه. اگه الان میشه در این دنیا حرف زد بدلیل در اقلیت محض بودن مخالفانِ. خب بیشترین آزادی هم در نظام آخوندی سال 58 بوده چون 98 درصد مردم موافق رژیم بودند.
مطلبت شماره 3 نداره.
تعالی مورد نیاز بشر چیه؟ اگه تو تعالی رو در خوراک پوشاک مسکن سکس و زن می بینی در این مورد حرفی نداریم که بزنیم.
بنیان خانواده هم بهانه ای بود که این یه بحث را بندازم کلا در این مورد نظر خاصی ندارم ولی شاید بعدا پیدا کنم.
حالا خودت چطوری؟
قربانت - دوستک
دوم خودت خنده داری جمیعا
سوم ببخشید که دیر جواب می دم. ولی بالاخره این امتحانای لعنتی تموم شد.
چهارم ممنونم که دری وری های منو اینقدر مهم دونستی!!
اما اشکالات چندی که وارد کرده بودی:
«هركس بيشتر براي حمال نشدن تلاش كرده باشد در اين نظام ساخته و پرداخته شده جاي بهتري را اشغال خواهد كرد. آيا كسي كه در اين نظام رشد يافته باشه جز براي اين نظام ميتونه خدمت كنه؟» خب به نظر تو کسی که تو این نظام تربیت شده مثلا تو می تونی در کشوری که هنوز به اون معنا وارد دنیای مدرن نشده کار کنی؟ مگر اینکه در جهت صدور این فرهنگ به آن کشور اقدام کنی. کاری آخوندا دارن شبیهش رو انجام می دن. نگو فرق می کنه چون این خوبه و اون بد. مگه اخلاق نسبی نبود؟
در مورد آزادی که گفتی. من اصلا نگفتم که تو حق این کارها رو نداری یا اینکه حکومت آخوندی کار خوبی می کنه. من می گم اگه یه ایده برای اداره دنیا مطرح شد و این ایده تا حدی جدی شد. تا حدی که ممکنه کاپیتال رو مورد تحدید قرار بده, آیا باز هم این دنیای آزاد اجازه سخن گفتن رو به این ایده می ده؟ آیا یادمون رفته این دنیای مدرن وقتی اتخادیه های کارگری نزدیک به سوسیالیسم رو در داخل مرزهای خودش دید چه کرد؟ بزرگترین کمدین تاریخ بدلیل حمایتش از قشر محروم, قشری که تمایلات ضدسرمایه داری داشتند از مهد آزادی تبعید می شه. اگه الان میشه در این دنیا حرف زد بدلیل در اقلیت محض بودن مخالفانِ. خب بیشترین آزادی هم در نظام آخوندی سال 58 بوده چون 98 درصد مردم موافق رژیم بودند.
مطلبت شماره 3 نداره.
تعالی مورد نیاز بشر چیه؟ اگه تو تعالی رو در خوراک پوشاک مسکن سکس و زن می بینی در این مورد حرفی نداریم که بزنیم.
بنیان خانواده هم بهانه ای بود که این یه بحث را بندازم کلا در این مورد نظر خاصی ندارم ولی شاید بعدا پیدا کنم.
حالا خودت چطوری؟
قربانت - دوستک
سلام
من امروز صبح توی سایت بودم. بغل دستیم نوبت ثبت نامش بود. ازم پرسید که ریاضی 2 رو با کی بگیرم؟ بهش گفتم با دکتر شهشهانی. و چون تردید داشت گفتم تردید نکن ! با شهشهانی بگیر. و بعد یه چیزای خوبی که در موردش یادم بود رو براش گفتم.
این باعث شد که یه دفعه تصویر تمام خاطرات تلخ و شیرین اون روزها بیاد تو ذهنم و یه طعم شیرین که خیلی وقت بود از یادم رفته بود، دوباره همه وجودم رو پر کنه....
6 سال گذشت...
*****
ببخشید که وسط یه بحث جدی پارازیت دادم
*****
حسین پارسا
من امروز صبح توی سایت بودم. بغل دستیم نوبت ثبت نامش بود. ازم پرسید که ریاضی 2 رو با کی بگیرم؟ بهش گفتم با دکتر شهشهانی. و چون تردید داشت گفتم تردید نکن ! با شهشهانی بگیر. و بعد یه چیزای خوبی که در موردش یادم بود رو براش گفتم.
این باعث شد که یه دفعه تصویر تمام خاطرات تلخ و شیرین اون روزها بیاد تو ذهنم و یه طعم شیرین که خیلی وقت بود از یادم رفته بود، دوباره همه وجودم رو پر کنه....
6 سال گذشت...
*****
ببخشید که وسط یه بحث جدی پارازیت دادم
*****
حسین پارسا
چهارشنبه، دی ۲۸، ۱۳۸۴
(این کپی-پیست شده کامنتم تو پست قبلیه.)
اعتراف می کنم که متن این بارت برای من یکی که خیلی سنگین بود. بنابراین می خوام ازت یه سری قسمت ها رو یه خورده برام توضیح بدی. مثلا:
1. «هركس بيشتر براي حمال نشدن تلاش كرده باشد در اين نظام ساخته و پرداخته شده جاي بهتري را اشغال خواهد كرد. آيا كسي كه در اين نظام رشد يافته باشه جز براي اين نظام ميتونه خدمت كنه؟» من نمی فهمم کجای این بده؟ زور می زنی، تلاش می کنی، یه خورده هم چاشنی شانس اضافه می شه، بعد هر کی در کل «بهتر» بوده باشه، جاش هم بهتره. اشتباه است این سیستم؟ إن من احب عباد الله الیه عبداً ...لا یدع للخیر غایه إلّا أمّها و لا مظنه الا قصدها»: همانا بهترین و محبوبترین بنده نزد خداوند بنده ای است که…برای هر خیری غایت و هدفی را مشخص می کند و به آن دست می یابد و همه راه های ممکن و مورد گمان برای خیر را می پوید. (خطبه 82 نهج البلاغه)
2. در مورد آزادی، آزادی تعریفش اینه که آدم بتونه برای خودش برنامه ریزی کنه (که با عرض و طول اراده خدا مشکل پیدا می کنه فکر کن)؟ یا اینکه کسی به تمایلات شخصی اش مثل گرایش جنسی(به هیج وجه) و به تمایلات اجتماعی مثل جهت گیری سیاسی (تا حدی) کار نداشته باشه؟ بعدش، منظورت از «تا آخرين سالهاي عمرتون هم با برنامهريزي همين كاپيتاليسم زندگي خواهيد كرد» این بود که «جان برادر، مزد آن برد که کار کرد؟» اون آزادی هم که «من» دارم می بینم، یه آزادی خیلی ساده ساده است و همین برای من عامی کافیه و تا جایی که من می بینم، ربطی به «به زانو درآورن کشورهای دیگه» نداره. مگه من عامی چی می خوام؟ می خوام اگه دست کسی رو که دوسش دارم گرفتم و تو خیابون راه می رم، هر لحظه دلم تاپ تاپ نکنه از ترس هر کس و ناکس. می خوام اگه یه روز دلم خواست موهام رو بلند کنم، «حکومت» بهم گیر نده، می خوام اگه تمایلات جنسی م با اکثریت جامعه فرق داره، حق حیاتم رو ازم نگیرن. آزادی که تو «دنیای مدرن» هست ایناست و همین نبود آزادی های زندگی روزمره است که جونت رو به لب میاره نه اینکه مثلا نتونی تظاهرات کنی.
4. «دنياي متمدن از تعالي مورد نياز بشر به او چه عطا كرده؟» دقیقا سوال من الان اینجاست که «تعالی مورد نیاز بشر» چیه؟ غیر از همون چیزاییه که خودت تو سطح 1 و 2 هرم گفتی؟ (البته من فکر می کنم نیاز به مرد/زن جزو نیازهای اولیه است)
5. در ضمن، چرا به جای قلیون فارسی خودمون گفتی شیشه؟
6. «محكم بودن بنيان خانواده كاپيتال رو افزايش ميده؟» اولا که افزایش بده یا نده، بنیان خانواده (تو معنای عام: زندگی دو نفر هم همدیگه رو دوست دارن -- زن و مرد، مرد و مرد، زن و زن --) اوضاش خوبه. ثانیا، محکم بودن بنیان خانواده آرامش میاره و این آرامش تاثیرش حداقل تو کار آدم اینه که با علاقه بیشتری کار می کنه. با علاقه بیشتری هم که کار کنه، کمک بیشتری به کارفرماش می کنه. کمک بیشتری که به کارفرما بکنه، کارفرما پولدار تر می شه. کارفرما که پولدار تر شه، سرمایه اش بیشتر می شه. سرمایه هم که همون کاپیتاله. پرتقال فروش؟ ثالثا، من همیشه تو این طور بحث ها، عامیانه نگاه کردم (شاید چون طور دیگه ای نمی تونم! ) ولی بازم می گم دو تا کشور، یکی از مثلا خاور میانه که عموما حکومت های مذهبی داره و یکی از غرب که سرمایه داریه حکومتاش. اگه اجازه بدی مردم این دو کشور طرز زندگی هم رو بدونن، مردم کدوم کشور شادترن؟ مردم کدوم کشور راضی ترن؟ هر دو تا کشور رو هم که مثال بزنی فکر می کنم فرقی نداره.
7. امتحان هات تموم شده یا نه هنوز؟
8. این حرفا هیچ کدوم واقعیت زندگی نمی شه.
علی
اعتراف می کنم که متن این بارت برای من یکی که خیلی سنگین بود. بنابراین می خوام ازت یه سری قسمت ها رو یه خورده برام توضیح بدی. مثلا:
1. «هركس بيشتر براي حمال نشدن تلاش كرده باشد در اين نظام ساخته و پرداخته شده جاي بهتري را اشغال خواهد كرد. آيا كسي كه در اين نظام رشد يافته باشه جز براي اين نظام ميتونه خدمت كنه؟» من نمی فهمم کجای این بده؟ زور می زنی، تلاش می کنی، یه خورده هم چاشنی شانس اضافه می شه، بعد هر کی در کل «بهتر» بوده باشه، جاش هم بهتره. اشتباه است این سیستم؟ إن من احب عباد الله الیه عبداً ...لا یدع للخیر غایه إلّا أمّها و لا مظنه الا قصدها»: همانا بهترین و محبوبترین بنده نزد خداوند بنده ای است که…برای هر خیری غایت و هدفی را مشخص می کند و به آن دست می یابد و همه راه های ممکن و مورد گمان برای خیر را می پوید. (خطبه 82 نهج البلاغه)
2. در مورد آزادی، آزادی تعریفش اینه که آدم بتونه برای خودش برنامه ریزی کنه (که با عرض و طول اراده خدا مشکل پیدا می کنه فکر کن)؟ یا اینکه کسی به تمایلات شخصی اش مثل گرایش جنسی(به هیج وجه) و به تمایلات اجتماعی مثل جهت گیری سیاسی (تا حدی) کار نداشته باشه؟ بعدش، منظورت از «تا آخرين سالهاي عمرتون هم با برنامهريزي همين كاپيتاليسم زندگي خواهيد كرد» این بود که «جان برادر، مزد آن برد که کار کرد؟» اون آزادی هم که «من» دارم می بینم، یه آزادی خیلی ساده ساده است و همین برای من عامی کافیه و تا جایی که من می بینم، ربطی به «به زانو درآورن کشورهای دیگه» نداره. مگه من عامی چی می خوام؟ می خوام اگه دست کسی رو که دوسش دارم گرفتم و تو خیابون راه می رم، هر لحظه دلم تاپ تاپ نکنه از ترس هر کس و ناکس. می خوام اگه یه روز دلم خواست موهام رو بلند کنم، «حکومت» بهم گیر نده، می خوام اگه تمایلات جنسی م با اکثریت جامعه فرق داره، حق حیاتم رو ازم نگیرن. آزادی که تو «دنیای مدرن» هست ایناست و همین نبود آزادی های زندگی روزمره است که جونت رو به لب میاره نه اینکه مثلا نتونی تظاهرات کنی.
4. «دنياي متمدن از تعالي مورد نياز بشر به او چه عطا كرده؟» دقیقا سوال من الان اینجاست که «تعالی مورد نیاز بشر» چیه؟ غیر از همون چیزاییه که خودت تو سطح 1 و 2 هرم گفتی؟ (البته من فکر می کنم نیاز به مرد/زن جزو نیازهای اولیه است)
5. در ضمن، چرا به جای قلیون فارسی خودمون گفتی شیشه؟
6. «محكم بودن بنيان خانواده كاپيتال رو افزايش ميده؟» اولا که افزایش بده یا نده، بنیان خانواده (تو معنای عام: زندگی دو نفر هم همدیگه رو دوست دارن -- زن و مرد، مرد و مرد، زن و زن --) اوضاش خوبه. ثانیا، محکم بودن بنیان خانواده آرامش میاره و این آرامش تاثیرش حداقل تو کار آدم اینه که با علاقه بیشتری کار می کنه. با علاقه بیشتری هم که کار کنه، کمک بیشتری به کارفرماش می کنه. کمک بیشتری که به کارفرما بکنه، کارفرما پولدار تر می شه. کارفرما که پولدار تر شه، سرمایه اش بیشتر می شه. سرمایه هم که همون کاپیتاله. پرتقال فروش؟ ثالثا، من همیشه تو این طور بحث ها، عامیانه نگاه کردم (شاید چون طور دیگه ای نمی تونم! ) ولی بازم می گم دو تا کشور، یکی از مثلا خاور میانه که عموما حکومت های مذهبی داره و یکی از غرب که سرمایه داریه حکومتاش. اگه اجازه بدی مردم این دو کشور طرز زندگی هم رو بدونن، مردم کدوم کشور شادترن؟ مردم کدوم کشور راضی ترن؟ هر دو تا کشور رو هم که مثال بزنی فکر می کنم فرقی نداره.
7. امتحان هات تموم شده یا نه هنوز؟
8. این حرفا هیچ کدوم واقعیت زندگی نمی شه.
علی
سهشنبه، دی ۲۷، ۱۳۸۴
اينك كه به لطف احمدعلي – دهنش صاف باد – يكبار ديگر الك صنعتي ميافتم، برآن شدم تا ادامه مطلب گذشته را در باب كاپيتاليسم بنگارم.
- رسيدن به تعالي و برتري انسان: به قول دچار من يك سري پيشرفتهاي اخير رو ناديده گرفتم كه دچار لطف كرد و اونا رو نام برد. من در اينجا هدفم جواب دادن به علي نيست كه جوابش خيلي مفصله و شايد يه موقعي نوشتم ولي نكتهاي كه اينجا ميخوام يهش اشاره كنم، اينه كه آدم بايد با اين همه پيشرفت و رشد احساس برتري كنه. آدمي كه از يك طرف حتي تا ماه هم رفته و از طرف ديگر اتم رو هم شكافته. و واقعا هم اين احساس رو داره. مگه نه علي؟ اما يه چيزي قبلا هم راجع بهش با عزيز صحبت كرده بوديم. يه خورده تحمل كنين تا اين مطلب رو بگم، بعد ميگم منظورم چيه.
ميشه نيازهاي انسان رو به يك هرم تشبيه كرد. هرمي كه كف اون نيازهاي اوليه انسان مثل خوراك، پوشاك و مسكن قرار داره. اگه يه خورده بالاتر بيايم، چيزهايي مثل بهداشت، درمان، زن ( اينجاست كه جنس رو مؤنث جز آدمها حساب نكردم.) و چيزهاي ديگه كه شايد شما بهتر بتونيد مثال بزنيد، قرار داره. اما اگه بالاتر بيايم جالبتر ميشه. فكر ميكنم بالاي اين لايه چيزهايي از قبيل آرامش، آزادي، دوست داشتن و دوست داشته شدن و ... وجود داره و همين جور بريد بالاتر تا برسيد به تعالي انسان.
خوب، كاپيتاليسم با اين هرم چه كرده؟ زياد رو اين نكات نميايستم. ميخوايد قبول كنيد، ميخوايد هم قبول نكنيد. كاپيتاليسم هرچه رو كه توانسته ( سودآوري داشته – افزايش كاپيتال) برآورده كرده و هرچه رو كه نتونسته با اجناس سودآور مشابه ( مثل اجناس مشابه چيني تو بازار) جايگزين كرده. به طبقه اول و دوم كاري ندارم كه خوب برآورده شدن. اما مثلا آزادي. تمام كساني كه از ايران رفتن و دنياي سرمايهداري رو ديدن بدون استثنا خواهند گفت كه آزادي در دنياي مدرن بيشتره، حتي حكومتيهاش هم منكر اين امر نيستند و فقط اين آزادي رو با الفاظي مثل بيبند وباري و غيره جايگزين ميكنند. من هم نميخوام حتي راجع به بد وخوب بودن اين آزادي نظر بدم ولي آيا واقعا اين شما بوديد كه براي زندگي خودتون برنامهريزي كرديد؟ حتي برنامهريزي زندگي شما از اولين سالهاي عمرتون (6سالگي) از دست پدر و مادرتون هم خارج شد. و در نظام آموزشي كه كاپيتاليسم طراحي كرده و براي اينكه احتمالا حمال نشيد، شروع به جلو رفتن كرديد و تا آخرين سالهاي عمرتون هم با برنامهريزي همين كاپيتاليسم زندگي خواهيد كرد. هركس بيشتر براي حمال نشدن تلاش كرده باشد در اين نظام ساخته و پرداخته شده جاي بهتري را اشغال خواهد كرد. آيا كسي كه در اين نظام رشد يافته باشه جز براي اين نظام ميتونه خدمت كنه؟
آن آزادي كه شما در دنياي مدرن يافتيد جز حربهاي براي به زانو درآوردن كشورهايي كه حاضر به پذيرش كاپيتاليسم نيستند، نيست. حقوق بشر (به آن معني كه كاپيتاليسم ميشناسد) در ايران بهتر است يا در عربستان و فشار جهاني بر كدام يك بيشتر است؟ دو كشوري كه از نظر دين، اقتصاد، حكومت و غيره كمابيش مشابهند مگر در تهديد منافع كاپيتاليسم. توجه كنيد كه من منكر وجوب آزاديهاي سياسي و ... نيستم ولي بديهي است كه وجود حقوق بشر ( يا حداقل آن قسمتهايي كه دنياي متمدن بر آن اصرار دارند) در ايران باعث منتفي شدن حكومت ميشود. باز هم توجه كنيد كه من از حكومت دفاع نميكنم.
باز هم روي اون هرم كذايي يه خورده بالاتر بريم. دنياي متمدن از تعالي مورد نياز بشر به او چه عطا كرده؟ خب اگه بخوايم گذشته رو نگاه كنيم از بودا و مسيح و زرتشت تا حافظ و سعدي و يا حتي گوته ( از اسلام نام نبردم كه حساسيت كسي برانگيخته نشه.) نوعي رسيدن به عرفان وخلسه معنوي رو هدف غايي (املاش درسته؟) انسان قرار دادند. و كاپيتاليسم اون رو چگونه برآورده كرده؟ اكس، شيشه، الكل، ال اس دي، مواد مخدر يا حتي سكس كه در فيلمهاي هاليوودي كاملا مشهوده. آخر فيلم زن و مرد به هم ميرسند و لب و لوچهاشون رو به هم ميچسبونن. اند ليو هپيلي اور افتر!! دليلش چيه؟ آيا كاپيتاليسم از ترويج مثلا عرفان حافظ چيزي جز فروش بيشتر ديوان حافظ گيرش مياد؟ عاقل را اشارهاي كافيست. خب آيا هنوز هم لازمه در مورد سستي بنيان خانواده در دنياي مدرن صحبت كنم. محكم بودن بنيان خانواده كاپيتال رو افزايش ميده؟
فعلا - دوستك
- رسيدن به تعالي و برتري انسان: به قول دچار من يك سري پيشرفتهاي اخير رو ناديده گرفتم كه دچار لطف كرد و اونا رو نام برد. من در اينجا هدفم جواب دادن به علي نيست كه جوابش خيلي مفصله و شايد يه موقعي نوشتم ولي نكتهاي كه اينجا ميخوام يهش اشاره كنم، اينه كه آدم بايد با اين همه پيشرفت و رشد احساس برتري كنه. آدمي كه از يك طرف حتي تا ماه هم رفته و از طرف ديگر اتم رو هم شكافته. و واقعا هم اين احساس رو داره. مگه نه علي؟ اما يه چيزي قبلا هم راجع بهش با عزيز صحبت كرده بوديم. يه خورده تحمل كنين تا اين مطلب رو بگم، بعد ميگم منظورم چيه.
ميشه نيازهاي انسان رو به يك هرم تشبيه كرد. هرمي كه كف اون نيازهاي اوليه انسان مثل خوراك، پوشاك و مسكن قرار داره. اگه يه خورده بالاتر بيايم، چيزهايي مثل بهداشت، درمان، زن ( اينجاست كه جنس رو مؤنث جز آدمها حساب نكردم.) و چيزهاي ديگه كه شايد شما بهتر بتونيد مثال بزنيد، قرار داره. اما اگه بالاتر بيايم جالبتر ميشه. فكر ميكنم بالاي اين لايه چيزهايي از قبيل آرامش، آزادي، دوست داشتن و دوست داشته شدن و ... وجود داره و همين جور بريد بالاتر تا برسيد به تعالي انسان.
خوب، كاپيتاليسم با اين هرم چه كرده؟ زياد رو اين نكات نميايستم. ميخوايد قبول كنيد، ميخوايد هم قبول نكنيد. كاپيتاليسم هرچه رو كه توانسته ( سودآوري داشته – افزايش كاپيتال) برآورده كرده و هرچه رو كه نتونسته با اجناس سودآور مشابه ( مثل اجناس مشابه چيني تو بازار) جايگزين كرده. به طبقه اول و دوم كاري ندارم كه خوب برآورده شدن. اما مثلا آزادي. تمام كساني كه از ايران رفتن و دنياي سرمايهداري رو ديدن بدون استثنا خواهند گفت كه آزادي در دنياي مدرن بيشتره، حتي حكومتيهاش هم منكر اين امر نيستند و فقط اين آزادي رو با الفاظي مثل بيبند وباري و غيره جايگزين ميكنند. من هم نميخوام حتي راجع به بد وخوب بودن اين آزادي نظر بدم ولي آيا واقعا اين شما بوديد كه براي زندگي خودتون برنامهريزي كرديد؟ حتي برنامهريزي زندگي شما از اولين سالهاي عمرتون (6سالگي) از دست پدر و مادرتون هم خارج شد. و در نظام آموزشي كه كاپيتاليسم طراحي كرده و براي اينكه احتمالا حمال نشيد، شروع به جلو رفتن كرديد و تا آخرين سالهاي عمرتون هم با برنامهريزي همين كاپيتاليسم زندگي خواهيد كرد. هركس بيشتر براي حمال نشدن تلاش كرده باشد در اين نظام ساخته و پرداخته شده جاي بهتري را اشغال خواهد كرد. آيا كسي كه در اين نظام رشد يافته باشه جز براي اين نظام ميتونه خدمت كنه؟
آن آزادي كه شما در دنياي مدرن يافتيد جز حربهاي براي به زانو درآوردن كشورهايي كه حاضر به پذيرش كاپيتاليسم نيستند، نيست. حقوق بشر (به آن معني كه كاپيتاليسم ميشناسد) در ايران بهتر است يا در عربستان و فشار جهاني بر كدام يك بيشتر است؟ دو كشوري كه از نظر دين، اقتصاد، حكومت و غيره كمابيش مشابهند مگر در تهديد منافع كاپيتاليسم. توجه كنيد كه من منكر وجوب آزاديهاي سياسي و ... نيستم ولي بديهي است كه وجود حقوق بشر ( يا حداقل آن قسمتهايي كه دنياي متمدن بر آن اصرار دارند) در ايران باعث منتفي شدن حكومت ميشود. باز هم توجه كنيد كه من از حكومت دفاع نميكنم.
باز هم روي اون هرم كذايي يه خورده بالاتر بريم. دنياي متمدن از تعالي مورد نياز بشر به او چه عطا كرده؟ خب اگه بخوايم گذشته رو نگاه كنيم از بودا و مسيح و زرتشت تا حافظ و سعدي و يا حتي گوته ( از اسلام نام نبردم كه حساسيت كسي برانگيخته نشه.) نوعي رسيدن به عرفان وخلسه معنوي رو هدف غايي (املاش درسته؟) انسان قرار دادند. و كاپيتاليسم اون رو چگونه برآورده كرده؟ اكس، شيشه، الكل، ال اس دي، مواد مخدر يا حتي سكس كه در فيلمهاي هاليوودي كاملا مشهوده. آخر فيلم زن و مرد به هم ميرسند و لب و لوچهاشون رو به هم ميچسبونن. اند ليو هپيلي اور افتر!! دليلش چيه؟ آيا كاپيتاليسم از ترويج مثلا عرفان حافظ چيزي جز فروش بيشتر ديوان حافظ گيرش مياد؟ عاقل را اشارهاي كافيست. خب آيا هنوز هم لازمه در مورد سستي بنيان خانواده در دنياي مدرن صحبت كنم. محكم بودن بنيان خانواده كاپيتال رو افزايش ميده؟
فعلا - دوستك
شنبه، دی ۲۴، ۱۳۸۴
ميخواستم در مورد بعضي چيزها بنويسم كه به نظرم واجب بود. ولي فكر نميكردم تا آخر امتحانات وقتش رو پيدا كنم. ولي حالا كه شب امتحانه و خوابم نميبره خوبه كه حداقل يه كمي بنويسم. در مورد فروپاشي نظام خانواده در غرب. بالاخره به قول احمدعلي اين خانوادههاي غربي چه گناهي كردن كه چندتا استاد اين ور دنيا براي من اين موقع امتحان گذاشتن و من نميتونم خانوادشون رو از فروپاشي نجات بدم!
خب، من اول ميخوام يه خورده صورت قضيه رو تغيير بدم. فروپاشي نظام خانواده در غرب شايد چندان عبارت درستي نباشه. بيايد اول به وضعيت نظام خانواده در دنياي سرمايهداري نگاهي بكنيم. درسته كه مهد نظام سرمايهداري يا كاپيتاليسم در غربه. ولي محدود كردن اون به غرب باعث ميشه دچار يك سري اشتباهات گمراه كننده بشيم.
براي بررسي نظام خانواده در دنياي سرمايهداري بهتره كه اول اين دنيا رو بيشتر بشناسيم. كاپيتاليسم يعني دنيايي كه تو اون هر كس فقط بايد به دنبال افزايش يك موجود به نام كاپيتال يا سرمايه باشه. اين امر اون جور كه ادعا ميشه به طبع پيامدهايي داره كه ازجمله اونها ميشه به ارتقاي علم، فناوري و تكنولوژي، افزايش سطح بهداشت، رفاه و رسيدن به تعالي و برتري انسان در دنيا اشاره كرد.
حالا بياييد اين ادعاها را از نزديكتر بررسي كنيم:
- ارتقاي علم، فناوري و تكنولوژي: بيايد يه خورده به عقبتر برگرديم. بزرگترين جهشها و انقلابهاي علمي در طول تاريخ در چه زمانهايي رخ دادهاند. آنچه كه اطلاعات محدود من به من ميگه اينه كه علم نخست نزد يونانيان قديم بوده جايي كه فيلسوفان و دانشمندان بر آن حكومت ميكردند و نه كاپيتال. و باز تاريخ ناقص من به من ميگه كه آخرين انقلاب علمي به دوران قرون وسطي و تلاشهاي كپرنيك، اويلر، گاليله، نيوتن و غيره برميگرده. و بزرگترين دانشمند تاريخ (اون طور كه در نظام آموزشي طراحي شده توسط كاپيتاليسم به مت گفته شده) يعني نيوتن حداقل دو قرن با شروع دنياي مدرن (اگر انقلاب كبير فرانسه رو آغاز اون فرض كنيم.) فاصله داشته.
شما به احتمالا به من خرده ميگيريد كه تو پيشرفتهاي علم در دنياي مدرن رو ناديده گرفتي. خيلي خب بياييد به رشد علم در دنياي مدرن، دنياي زاييده كاپيتاليسم نگاهي بكنيم. بزرگترين دانشمندي كه شما در دنياي مدرن و پسامدرن ميشناسيد كيه؟ درسته انشتين. اما انشتين چه كرد و كار او محصول چه بود و از آن چگونه استفاده ميشود؟ فيزيك كلاسيك (نيوتني) را به چالش كشيد و فيزيك كوانتوم را بنا نهاد. من به اين كار ندارم كه آيا اگر كاپيتاليسم وجود نميداشت باز هم اين كشف اتفاق ميافتاد يا نه؟ گرچه سوالي مهم است. ولي من ميخوام يه سوال مهمتر بپرسم. چرا ما در نظام آموزشي خود به دانشآموزانمان (حتي دانشآموزان رشته رياضي) از فيزيك كوانتوم هيچ چيزي مطلقا نميگيم؟ آيا واقعا فرمولهاي مكانيك كوانتوم خيلي سختتر از فرمولهاي مكانيك نيوتني است؟ خارج از فهم يك دانشآموز پيشدانشگاهي رشته رياضي؟ درست روي اين سوال فكر كنيد. اگر درست فكر كنيد جوابش رو پيدا ميكنيد. فرمولها پيچيده نيستند. آنچه كه غيرقابل فهم حتي براي معلمان ماست فرمولها نيست بلكه مفهوم اين فيزيك جديد است.
سوال بعدي، چه چيز اين فيزيك را در حد فرمول نگه داشته؟ من به شما ميگم. نظام سرمايهداري. فكر ميكنم دليلش هم واضح باشه. اون چيزي كه كاپيتال رو افزايش ميده اون فرمولهاست نه مفهوم. مفهوم فيزيك جديد به چه كار سرمايهدار مياد؟ اينه اون دليلي كه رشد علم رو نه تنها سريعتر نكرده بلكه كندتر هم كرده.
يك اشاره كوچك به يك مثال ديگه هم ميكنم كه در توضيحات مربوط به رشد و تعالي هم بسيار به كارمان خواهد آمد. شما الان اين نوشتهها رو با چه ديدي ميخونيد. شك ندارم كه با اون دقتي ميخونيد كه بتونيد تا جايي كه ميتونيد از من اشكالات بيشتري بگيريد نه با اون دقتي كه بفهميد من چي ميخوام بگم. شما ميگيد براي فهميدن اشكالات يك نوشته اول بايد اونو فهميد. ولي من ميگم براي گرفتن اشكالات يك نوشته هيچ الزامي براي فهميدن اون نيست. بعدا دوباره به اين مطلب ميرسيم. توضيحات بيشتر رو براي اون موقع ميذارم.
- افزايش سطح بهداشت: بله، در دوران قرون وسطي هر چند وقت يكبار يك طاعون ميومد و نصف جمعيت اروپا رو جارو ميكرد. و حالا اروپا از بالاترين سطح بهداشت برخوردار است. اما چقدر از اين افزايش سطح بهداشت مرهون دنياي مدرن است؟ آيا اگر كاپيتاليسم بر اروپا حاكم نميشد، هنوز هم طاعون غوغا ميكرد. ميخوام يه خورده حرفهاي به ظاهر بيربط بزنم كه ربطش رو بعدا متوجه ميشين.
فعالان حقوق بشر، اعلاميه جهاني حقوق بشر رو به چند قسمت تقسيم ميكنند. قسمتي كه مربوط به حقوق آزاديهاي سياسي و اجتماعي است و از قضا بيشترين حجم اين اعلاميه رو به خودش اختصاص داده. قسمتي كه مربوط به حقوق افزايش سطح بهداشت و رفاه مالي است كه حجم كمي از اعلاميه رو داره و يكي دو قسمت ديگه.
فكر ميكنيد دليل اين تفاوت حجم كه نشانه تفاوت اهميت در نزد كشورهاي نويسنده اعلاميه بوده از چيست؟ دليلش كاملا واضحه. كشورهاي بلوك غرب و آمريكا كه تصادفا طرفداران كاپيتاليسم هستند در زمينه آزاديهاي سياسي و اجتماعي رشد بيشتري كرده بودند و كشورهاي بلوك شرق و شوروي كه آنجا نيز بر حسب اتفاق كمونيسم حاكم بوده در زمينه بهداشت و رفاه مالي. همين. حالا فكر نميكنيد كه اگر بجاي كاپيتاليسم، كمونيسم بر دنيا حاكم ميشد حالا وضع بهداشت و رفاه مالي خيلي بهتر از آنچه كه هست بود. آيا اگر كاپيتاليسم نبود من اكنون نميتوانستم نفس بكشم. به همين تهران خودمان برگرديم. فكر ميكنم آن قسمت از هواي اين شهر كه هديه كاپيتاليسم باشه، دودشه.
- رسيدن به تعالي و برتري انسان: اين دقيقا همان قسمتي است كه به بنيان خانواده برميگردد و من در موردش خيلي حرف دارم ولي خوابم گرفته. فعلا تا اينجاي مطلب رو داشته باشيد تا بقيه شو اگر عمري باقي بود و هنوز كاپيتاليسم از بين نرفته بود، بعدا بنويسم.
منتظر جوابهاي شديداللحن شما هستم.
دوستك
خب، من اول ميخوام يه خورده صورت قضيه رو تغيير بدم. فروپاشي نظام خانواده در غرب شايد چندان عبارت درستي نباشه. بيايد اول به وضعيت نظام خانواده در دنياي سرمايهداري نگاهي بكنيم. درسته كه مهد نظام سرمايهداري يا كاپيتاليسم در غربه. ولي محدود كردن اون به غرب باعث ميشه دچار يك سري اشتباهات گمراه كننده بشيم.
براي بررسي نظام خانواده در دنياي سرمايهداري بهتره كه اول اين دنيا رو بيشتر بشناسيم. كاپيتاليسم يعني دنيايي كه تو اون هر كس فقط بايد به دنبال افزايش يك موجود به نام كاپيتال يا سرمايه باشه. اين امر اون جور كه ادعا ميشه به طبع پيامدهايي داره كه ازجمله اونها ميشه به ارتقاي علم، فناوري و تكنولوژي، افزايش سطح بهداشت، رفاه و رسيدن به تعالي و برتري انسان در دنيا اشاره كرد.
حالا بياييد اين ادعاها را از نزديكتر بررسي كنيم:
- ارتقاي علم، فناوري و تكنولوژي: بيايد يه خورده به عقبتر برگرديم. بزرگترين جهشها و انقلابهاي علمي در طول تاريخ در چه زمانهايي رخ دادهاند. آنچه كه اطلاعات محدود من به من ميگه اينه كه علم نخست نزد يونانيان قديم بوده جايي كه فيلسوفان و دانشمندان بر آن حكومت ميكردند و نه كاپيتال. و باز تاريخ ناقص من به من ميگه كه آخرين انقلاب علمي به دوران قرون وسطي و تلاشهاي كپرنيك، اويلر، گاليله، نيوتن و غيره برميگرده. و بزرگترين دانشمند تاريخ (اون طور كه در نظام آموزشي طراحي شده توسط كاپيتاليسم به مت گفته شده) يعني نيوتن حداقل دو قرن با شروع دنياي مدرن (اگر انقلاب كبير فرانسه رو آغاز اون فرض كنيم.) فاصله داشته.
شما به احتمالا به من خرده ميگيريد كه تو پيشرفتهاي علم در دنياي مدرن رو ناديده گرفتي. خيلي خب بياييد به رشد علم در دنياي مدرن، دنياي زاييده كاپيتاليسم نگاهي بكنيم. بزرگترين دانشمندي كه شما در دنياي مدرن و پسامدرن ميشناسيد كيه؟ درسته انشتين. اما انشتين چه كرد و كار او محصول چه بود و از آن چگونه استفاده ميشود؟ فيزيك كلاسيك (نيوتني) را به چالش كشيد و فيزيك كوانتوم را بنا نهاد. من به اين كار ندارم كه آيا اگر كاپيتاليسم وجود نميداشت باز هم اين كشف اتفاق ميافتاد يا نه؟ گرچه سوالي مهم است. ولي من ميخوام يه سوال مهمتر بپرسم. چرا ما در نظام آموزشي خود به دانشآموزانمان (حتي دانشآموزان رشته رياضي) از فيزيك كوانتوم هيچ چيزي مطلقا نميگيم؟ آيا واقعا فرمولهاي مكانيك كوانتوم خيلي سختتر از فرمولهاي مكانيك نيوتني است؟ خارج از فهم يك دانشآموز پيشدانشگاهي رشته رياضي؟ درست روي اين سوال فكر كنيد. اگر درست فكر كنيد جوابش رو پيدا ميكنيد. فرمولها پيچيده نيستند. آنچه كه غيرقابل فهم حتي براي معلمان ماست فرمولها نيست بلكه مفهوم اين فيزيك جديد است.
سوال بعدي، چه چيز اين فيزيك را در حد فرمول نگه داشته؟ من به شما ميگم. نظام سرمايهداري. فكر ميكنم دليلش هم واضح باشه. اون چيزي كه كاپيتال رو افزايش ميده اون فرمولهاست نه مفهوم. مفهوم فيزيك جديد به چه كار سرمايهدار مياد؟ اينه اون دليلي كه رشد علم رو نه تنها سريعتر نكرده بلكه كندتر هم كرده.
يك اشاره كوچك به يك مثال ديگه هم ميكنم كه در توضيحات مربوط به رشد و تعالي هم بسيار به كارمان خواهد آمد. شما الان اين نوشتهها رو با چه ديدي ميخونيد. شك ندارم كه با اون دقتي ميخونيد كه بتونيد تا جايي كه ميتونيد از من اشكالات بيشتري بگيريد نه با اون دقتي كه بفهميد من چي ميخوام بگم. شما ميگيد براي فهميدن اشكالات يك نوشته اول بايد اونو فهميد. ولي من ميگم براي گرفتن اشكالات يك نوشته هيچ الزامي براي فهميدن اون نيست. بعدا دوباره به اين مطلب ميرسيم. توضيحات بيشتر رو براي اون موقع ميذارم.
- افزايش سطح بهداشت: بله، در دوران قرون وسطي هر چند وقت يكبار يك طاعون ميومد و نصف جمعيت اروپا رو جارو ميكرد. و حالا اروپا از بالاترين سطح بهداشت برخوردار است. اما چقدر از اين افزايش سطح بهداشت مرهون دنياي مدرن است؟ آيا اگر كاپيتاليسم بر اروپا حاكم نميشد، هنوز هم طاعون غوغا ميكرد. ميخوام يه خورده حرفهاي به ظاهر بيربط بزنم كه ربطش رو بعدا متوجه ميشين.
فعالان حقوق بشر، اعلاميه جهاني حقوق بشر رو به چند قسمت تقسيم ميكنند. قسمتي كه مربوط به حقوق آزاديهاي سياسي و اجتماعي است و از قضا بيشترين حجم اين اعلاميه رو به خودش اختصاص داده. قسمتي كه مربوط به حقوق افزايش سطح بهداشت و رفاه مالي است كه حجم كمي از اعلاميه رو داره و يكي دو قسمت ديگه.
فكر ميكنيد دليل اين تفاوت حجم كه نشانه تفاوت اهميت در نزد كشورهاي نويسنده اعلاميه بوده از چيست؟ دليلش كاملا واضحه. كشورهاي بلوك غرب و آمريكا كه تصادفا طرفداران كاپيتاليسم هستند در زمينه آزاديهاي سياسي و اجتماعي رشد بيشتري كرده بودند و كشورهاي بلوك شرق و شوروي كه آنجا نيز بر حسب اتفاق كمونيسم حاكم بوده در زمينه بهداشت و رفاه مالي. همين. حالا فكر نميكنيد كه اگر بجاي كاپيتاليسم، كمونيسم بر دنيا حاكم ميشد حالا وضع بهداشت و رفاه مالي خيلي بهتر از آنچه كه هست بود. آيا اگر كاپيتاليسم نبود من اكنون نميتوانستم نفس بكشم. به همين تهران خودمان برگرديم. فكر ميكنم آن قسمت از هواي اين شهر كه هديه كاپيتاليسم باشه، دودشه.
- رسيدن به تعالي و برتري انسان: اين دقيقا همان قسمتي است كه به بنيان خانواده برميگردد و من در موردش خيلي حرف دارم ولي خوابم گرفته. فعلا تا اينجاي مطلب رو داشته باشيد تا بقيه شو اگر عمري باقي بود و هنوز كاپيتاليسم از بين نرفته بود، بعدا بنويسم.
منتظر جوابهاي شديداللحن شما هستم.
دوستك
دوشنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۴
اوی! صدیق شمس اسب! کی گفته این وبلاگ مال توئه؟
خودت اون جمله مسخره رو پاک کن تا فحش بخوری.
خودت اون جمله مسخره رو پاک کن تا فحش بخوری.
ای مرغ سحر چو این شب تار
بگذاشت ز سر سیاهکاری
واز تغمه روح بخش اسحار
رفت از سر خفتگان خماری
بگشود گره ز زلف زرتار
محبوبه نیلگون عماری
بزدان به کمال شد پدیدار
واهریمن زشتخو حصاری
یاد آر ز شمع مرده، یاد آر...
احمدعلی
بگذاشت ز سر سیاهکاری
واز تغمه روح بخش اسحار
رفت از سر خفتگان خماری
بگشود گره ز زلف زرتار
محبوبه نیلگون عماری
بزدان به کمال شد پدیدار
واهریمن زشتخو حصاری
یاد آر ز شمع مرده، یاد آر...
احمدعلی
شنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۴
سلام
من کلی چیز می خواستم بنویسم در مورد بنیان خانواده در غرب وغیره و در جواب چند تا کامنت وچیزهای دیگه ولی تا اطلاع ثانوی ( 2 بهمن = آخرین امتحان من ) از نوشتن بدلیل کمبود وقت معذوریم.
دوستک
من کلی چیز می خواستم بنویسم در مورد بنیان خانواده در غرب وغیره و در جواب چند تا کامنت وچیزهای دیگه ولی تا اطلاع ثانوی ( 2 بهمن = آخرین امتحان من ) از نوشتن بدلیل کمبود وقت معذوریم.
دوستک
چهارشنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۴
سلام علیکم.
اسم کتابی که من دارم می خونم، آخوندیشو نیست.
در مهریزی(در ثانی سابق) من چه کتاب را بردارم و چه بر ندارم کنکور دارم.
و در خاتمه باید عرض شود که ان شاءالله بعد از کنکور بیشتر خدمت می رسیم.
***
آدم مدار معادل ماشین یونیورسال رو بلد نباشه، بهتر از اینه که بیاد تو وبلاگ ایبوک کپی پیست کنه.
تازه علی هم که حل تمرین ما بود سر جلسه نمی اومد.خیلی هم خوب کاری می کرد.
حاج حسین
اسم کتابی که من دارم می خونم، آخوندیشو نیست.
در مهریزی(در ثانی سابق) من چه کتاب را بردارم و چه بر ندارم کنکور دارم.
و در خاتمه باید عرض شود که ان شاءالله بعد از کنکور بیشتر خدمت می رسیم.
***
آدم مدار معادل ماشین یونیورسال رو بلد نباشه، بهتر از اینه که بیاد تو وبلاگ ایبوک کپی پیست کنه.
تازه علی هم که حل تمرین ما بود سر جلسه نمی اومد.خیلی هم خوب کاری می کرد.
حاج حسین
سهشنبه، دی ۱۳، ۱۳۸۴
پست امشب سه قسمت داره (حداقل فعلا) كه در مورد هركدوم توضيح ميدم:
قسمت اول: دوشنبه امتحان ماشين دو داشتم با اين آقاي دكتر كابلي تازه به دوران رسيده. اينكه امتحان چطور بود و سؤالاش چي بود بماند. قسمت مهم ماجرا اينجاست كه اين حاج حسين ما حل تمرينشه. قبل امتحان بهش ميگم بيا سر جلسه به عنوان مراقب حضور داشته باش. ميگه كابلي به من چيزي نگفته. ميپرسم اين ماشين يونيورسال مال ماشين يك بود ديگه. ميگه آره. خب منم نميخونمش. ميرم سر جلسه. دوتا حل تمرين ديگش اومدن. از شيش تا سوال دو تاش مال موتور يونيورساله. با هر بدبختي هست به مخم فشار ميارم و از ترمهاي پيش يه چيزايي مينويسم. ( اين دفعه nام كه اين درس رو دارم) بعد امتحان ميرم خوابگاه از حاج حسين ميپرسم مدار معادل ماشين يونيورسال چيه؟ بلد نيست. همون بهتر كه نيومدي سر جلسه. همه حل تمرين دارن. ما هم حل تمرين داريم. مثلا پارتيمون هم هست.
قسمت دوم: این قسمت بدلایل سیاسی فعلا سانسور می شه ضمنا علیرضا در جواب علی که به حرفش شک کرده بود گفت ریدی. حالا یه جک تعریف می کنم که اینجا خالی نشه.
یه روز یه بابایی می خواسته زنگ بزنه کدخدای دهشون، دهشون تلفن نداشته. ایمیل می زنه.
قسمت سوم: اين سعيد ضميري يه ماجرايي رو برام تعريف كرد كه منم براي يكي ديگه تعريف كردم. اونوقت ايشون شاكي شده براي همين هم اينجا ماجرا رو مينويسم تا بدونه كه با كي طرفه. قبلش توضيح نميدم كه ايشون وقتي تو شركتن با اينترنت شركت چكار ميكنن. چون بالاخره ممكنه يكي اينجا رو بخونه. البته بماند كه چيزايي رو كه دانلود ميكنه باهم تماشا ميكنيم.
ايشون تو شركت بودن كه يكي از منشيهاي شركت مياد ميگه چند ماهه كه ميخوام يه مسالهاي رو به شما بگم. ميگه بفرمائيد. مياد كنارش ميشينه ميگه من از وقتي شما اومدين اين شركت دقت كردم خيلي پسر خوب پاكي هستين و اهل هيچ چيز هم نيستين. يكي از فاميلهاي ما هست كه دختر خيلي خوبيه و تازه دانشگاه قبول شده والخ.
فعلا ديگه بسه.
دوستك
قسمت اول: دوشنبه امتحان ماشين دو داشتم با اين آقاي دكتر كابلي تازه به دوران رسيده. اينكه امتحان چطور بود و سؤالاش چي بود بماند. قسمت مهم ماجرا اينجاست كه اين حاج حسين ما حل تمرينشه. قبل امتحان بهش ميگم بيا سر جلسه به عنوان مراقب حضور داشته باش. ميگه كابلي به من چيزي نگفته. ميپرسم اين ماشين يونيورسال مال ماشين يك بود ديگه. ميگه آره. خب منم نميخونمش. ميرم سر جلسه. دوتا حل تمرين ديگش اومدن. از شيش تا سوال دو تاش مال موتور يونيورساله. با هر بدبختي هست به مخم فشار ميارم و از ترمهاي پيش يه چيزايي مينويسم. ( اين دفعه nام كه اين درس رو دارم) بعد امتحان ميرم خوابگاه از حاج حسين ميپرسم مدار معادل ماشين يونيورسال چيه؟ بلد نيست. همون بهتر كه نيومدي سر جلسه. همه حل تمرين دارن. ما هم حل تمرين داريم. مثلا پارتيمون هم هست.
قسمت دوم: این قسمت بدلایل سیاسی فعلا سانسور می شه ضمنا علیرضا در جواب علی که به حرفش شک کرده بود گفت ریدی. حالا یه جک تعریف می کنم که اینجا خالی نشه.
یه روز یه بابایی می خواسته زنگ بزنه کدخدای دهشون، دهشون تلفن نداشته. ایمیل می زنه.
قسمت سوم: اين سعيد ضميري يه ماجرايي رو برام تعريف كرد كه منم براي يكي ديگه تعريف كردم. اونوقت ايشون شاكي شده براي همين هم اينجا ماجرا رو مينويسم تا بدونه كه با كي طرفه. قبلش توضيح نميدم كه ايشون وقتي تو شركتن با اينترنت شركت چكار ميكنن. چون بالاخره ممكنه يكي اينجا رو بخونه. البته بماند كه چيزايي رو كه دانلود ميكنه باهم تماشا ميكنيم.
ايشون تو شركت بودن كه يكي از منشيهاي شركت مياد ميگه چند ماهه كه ميخوام يه مسالهاي رو به شما بگم. ميگه بفرمائيد. مياد كنارش ميشينه ميگه من از وقتي شما اومدين اين شركت دقت كردم خيلي پسر خوب پاكي هستين و اهل هيچ چيز هم نيستين. يكي از فاميلهاي ما هست كه دختر خيلي خوبيه و تازه دانشگاه قبول شده والخ.
فعلا ديگه بسه.
دوستك
دوشنبه، دی ۱۲، ۱۳۸۴
آدم گاهی وقتا دلش می خواد این زندگی کثافت رو مثل یه زیرپوش که سالهاست به تنش چسبیده از تنش بکنه. بندازه توی تشت بعد با تاید و آب داغ بیفته به جونش اونوقت بره رو بالکن, بندازش رو بند خودشم اونجا بشینه سیگار بکشه و جون کندنش رو تماشا کنه.
حیف که اگر من بخوام با زندگیم (زیرپوشم) این کار رو بکنم اینقدر پوسیده هست که جرواجر میشه.
دوستک
حیف که اگر من بخوام با زندگیم (زیرپوشم) این کار رو بکنم اینقدر پوسیده هست که جرواجر میشه.
دوستک
این بلاگ اسپات هر وقت می خوام از دانشگاه کامنت بذارم اسپم دیتکشنش فعال می شه برا همین مجبورم تو جواب دچار پست بنویسم.
حالا برای احمدعلی مجبورم اینترنت خونه رو حروم کنم.
این حاج حسینم نوبره. تو خوابگاه نشسته هر وقت بهش زنگ می زنم داره فیلم نگاه می کنه اونم تازه فیلمی رو که قبلا دیده بعد کافی بگی بیا یه دست ورق بزنیم. کتاب آخوندیشو ورمی داره میگه کنکور دارم. تازه بعضی وقتا هم ور نمی داره می گه کنکور دارم.
دوستک
حالا برای احمدعلی مجبورم اینترنت خونه رو حروم کنم.
این حاج حسینم نوبره. تو خوابگاه نشسته هر وقت بهش زنگ می زنم داره فیلم نگاه می کنه اونم تازه فیلمی رو که قبلا دیده بعد کافی بگی بیا یه دست ورق بزنیم. کتاب آخوندیشو ورمی داره میگه کنکور دارم. تازه بعضی وقتا هم ور نمی داره می گه کنکور دارم.
دوستک
یکشنبه، دی ۱۱، ۱۳۸۴
سال نو میلادی مبارک
دوستک
دوستک
عکسها:
غبار گذشته بر پنجره فردا
بایگانی کل
- آوریل 2004
- مهٔ 2004
- ژوئن 2004
- ژوئیهٔ 2004
- اوت 2004
- سپتامبر 2004
- اکتبر 2004
- نوامبر 2004
- دسامبر 2004
- ژانویهٔ 2005
- فوریهٔ 2005
- مارس 2005
- آوریل 2005
- مهٔ 2005
- ژوئن 2005
- ژوئیهٔ 2005
- اوت 2005
- سپتامبر 2005
- اکتبر 2005
- نوامبر 2005
- دسامبر 2005
- ژانویهٔ 2006
- فوریهٔ 2006
- مارس 2006
- آوریل 2006
- مهٔ 2006
- ژوئن 2006
- ژوئیهٔ 2006
- اوت 2006
- سپتامبر 2006
- اکتبر 2006
- نوامبر 2006
- دسامبر 2006
- ژانویهٔ 2007
- فوریهٔ 2007
- مارس 2007
- آوریل 2007
- مهٔ 2007
- ژوئن 2007
- ژوئیهٔ 2007
- اوت 2007
- اکتبر 2007
- ژانویهٔ 2008
- فوریهٔ 2008
- مهٔ 2008
- دسامبر 2008
- Current Posts
اینجا اسمش لینکدونی ه
2004-2006 Maahtaab ©
Template borrowed from Geir Landr? with minor changes